چی کار کنم؟ به معنای واقعی آش نخورده و دهن سوخته ام! از فکرم بیرون نمیری. برام تموم نمیشی. هیچی از اونی که برام بودی و هستی کم نمیشه. کمرنگ نمیشه هیچی. هنوزم قلبم تند میشه. هنوزم هول میکنم. احمقانه س! فقط باعث تاسف نیست. مسخره س! پیچیده س! آره زندگی پیچیده س! اما پیچیده منم! منم که به خودم پیچیدم که نفهمم نیستی. منم که همه ی واقعیت هام رو پیچیدم لای فانتزی تو! مسخره ست این حجم دلتنگی برای چیزی که هیچ وقت وجود نداشته. پوزخند نزن. مسخره م نکن. دست خودم نیست. این غوغای لامصب توی دلم سالهاست که آروم نشده. درد داره دیگه. به جای هیجان و هیاهو از تو برام دردش مونده. خسته؟ آره من میفهمم خسته یعنی چی. زندگی موازی؟! من سلطان زندگی موازیم! از من بپرس که بعد این همه سال هنوزم شماره تو از برم. و روزشمار دارم برا تاریخ تولدت و تو حتی نمیدونی روز من کی ه. شماره م پیشکش! ایراد از تو نیست. نه تو اتفاقا داری درست زندگی میکنی. خراب منم. اونی که قاطیه منم. اونی که گم و گور شده منم. چی کار کنم؟ کل روزم دارم از تو جیغ میزنم از خوشحالی که دو کلوم اختلاط کردیم. و دستم یه بند قفل گوشیمو باز میکنه که بزنگم بهت. دلم برا صدات تنگ شده و برای خنده های الکی خوش طوریت.
اه حالم از خودم به هم میخوره. دست خودم نیس. دست هیشکی نیست.